أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

209

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

تا به مغرب آفتاب ، و حدّ مهبّ دبور از مغرب آفتاب باشد تا بمطلع سهيل ، و حدّ مهبّ جنوب از مطلع سهيل باشد تا بمطلع آفتاب ، و حدّ مهبّ صبا از مطلع آفتاب تا بكرسى بنات نعش ؛ اين در حدّ آن نشود و آن در حدّ اين نيايد . در خبرست كه : موسى عليه السّلام روزى در مناجات گفت : الهى أرنى سرّا من سرائر حكمتك ، بار خدايا سرّى از اسرار حكمتت با من نماى ، گفت : از اينجا برو بر گذر تو ديهى است در آن ديه رو ، ميان آن ديه چهار سراى بينى ؛ در آن سراها بزن و بگو كه : شما چه مردمانيد و كار و پيشهء شما چيست ؟ و از خداى تعالى چه ميخواهيد ؟ - موسى عليه السّلام آنجا آمد و بدر سراى اوّل آمد و در بزد و گفت : شما چه مردمانيد ؟ و پيشه و كار شما چيست ؟ - جواب آمد كه : ما مردم دهقانيم و پيشهء ما برزگريست ، گفت : از خداى تعالى چه ميخواهيد ؟ - گفتند : باران ، اگر امسال باران « 1 » باشد ما توانگر شويم ، از آنجا بيامد و بدر سراى ديگر آمد و در بزد و گفت : شما چه - مردمانيد ؟ و كار و پيشهء شما چيست ؟ - گفتند : كار ما تفور گرى « 2 » است بسيار تفور كرده‌ايم و نهاده اگر امسال آفتاب باشد « 3 » ما توانگر شويم ، از آنجا بيامد و بدر سراى ديگر رفت و در بزد و گفت : شما چه مردمانيد ؟ - گفتند : ما مردمانيم كه ما را غلّهء بسيار در خرمن است اگر باد پياپى باشد ما آن غله را پاك كنيم و كار ما بر آيد و توانگر شويم ، بدر سراى ديگر آمد و گفت : شما چه مردمانيد ؟ - گفتند : ما مردمانيم كه خداوند درختانيم و امسال درختان ما بار بسيار دارد اگر هوا ساكن

--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « اگر امسال باران بسيار باشد » . ( 2 ) - در برهان قاطع گفته : « تفور بر وزن تنور بمعنى گل باشد كه به عربى طين خوانند » . و نيز گفته : « تفوز بر وزن تموز بمعنى تفور است كه گل باشد » در تفسير ابو الفتوح ( ره ) بجاى « تفورگرى » ؛ « فخّارى » آمده است و نصّ عبارت وى اين است : « گفتند : كار ما فخّاريست و ما كوزه‌گرانيم و كوزهء بسيار كرده و نهاده » . ( 3 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « آفتاب بسيار باشد » .